+
نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28ساعت 20 توسط AVIN (ئه وين)
|
در تبعید به دنیا آمدم,همه تاریکی و تنهایی ,هم سالان من شادی را ازم دزدیدندو من هم با من بودن را از آنها,حال کلیشه ی تنهایی باور من نیست و من: روی دفتر هایم روی میز تحریرم,روی درختان روی ماسه,روی برف روی همه صفحه های خوانده شده روی صفحه های سفید نام تو را می نویسم روی مرداب,این آفتاب پوسیده روی رودخانه,این ماه زنده نام تورا می نویسم و به نیروی یک واژه, زندگی را از سر می گیرم من برای شناختن و نامیدن تو پا به جهان گذاشتم ای آزادی! در سنندج بیست و چند برگ ریزان رو سپری کردم و برای دونه دونه ی اون برگا گریه کردم که دیگه تنها شدن و باید با ساز باد برقصن و شاید روزی از باغچه خونه ی شما سر در بیارن!!!وشماهم... hawre به معنی یار و همراه است hawre دستت را می فشارم و با تمام وجود تو را به آغوش می کشم.این وبلاگ تریبون من شده وجایی دیگر برای فریاد زدن ندارم بیشتر سعی دارم درد ها رو نشون بدم و گامی هر چند کوچک در آگاه سازی بردارم .شخصا"از هیچ گونه تفکر و جریان سیاسی در این وبلاگ پیروی نمی کنم با این وجود هر کسی قدم رنجه کند واین وبلاگ رو قابل بداند بی هیچ فیلتر و سانسوری اینجا را تریبون خود بداند.ازشما بازدید کننده عزیز و محترم انتظار می رود تقطه نظرات و برداشت خود در جهت بهبود سازی دریغ نکرده و از تعریف و تمجید اضافی خودداری و از من انتقاد سازنده داشته باشید حتی اگر یک نقطه کوچک در نظرات بگذارید از وبلاگ و یا سایت شما بازدید خواهم کرد.در پایان امید به بر قراری دمو کراسی داشته باشیم و همگی کنار هم و با هم باشیم.به امید دنیایی خالی از درد , ظلم وظالم مردمانی انسان دوست و بی آلایش و جهانی بی مرز که تمام نقاط آن خانه ی ماست.