صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
|
_.~*ماهنامه ی اینترنتی(مقاله-نقد-طنز-عکس-خبر)-تقدیم به پدرم و همه ی مبارزین راه آزادی و عدالت*~._
|
كانونِ نويسندگانِ ايران با توجه به روحِ عموميِ بيانيهيِ اولِ كانون (ارديبهشتِ 47) و «موضعِ كانونِ نويسندگانِ ايران» (مصوبِ فروردينِ 58) و با استناد به «متنِ ’134 نويسنده‘» (مهر ماهِ 1373) اصول و مواضعِ زير را اعلام ميكند:
1- آزاديِ انديشه و بيان و نشر در همهيِ عرصههايِ حياتِ فردي و اجتماعي بي هيچ حصر و استثنا حقِ همگان است. اين حق در انحصارِ هيچ فرد، گروه يا نهادي نيست و هيچكس را نميتوان از آن محروم كرد.
2- كانونِ نويسندگانِ ايران با هر گونه سانسورِ انديشه و بيان مخالف است و خواستارِ امحايِ همهيِ شيوههايي است كه، به صورتِ رسمي يا غيررسمي، مانعِ نشر و چاپ و پخشِ آرا و آثار ميشوند.
3- كانون رشد و شكوفاييِ زبانهايِ متنوعِ كشور را از اركانِ اعتلايِ فرهنگي و پيوند و تفاهمِ مردمِ ايران ميداند و با هر گونه تبعيض و حذف در عرصهيِ چاپ و نشر و پخشِ آثار به همهيِ زبانهايِ موجود مخالف است.
4- كانون با تكصدايي بودنِ رسانههايِ ديداري، شنيداري و رايانهيي مخالف است و خواهانِ چندصدايي شدنِ رسانهها در عرصههايِ فرهنگي است.
5- حقِ طبيعي و انساني و مدنيِ نويسنده است كه آثارش بي هيچ مانعي به دستِ مخاطبان برسد. بديهي است نقدِ آزادنه حقِ همگان است.
6- پاسخ كلام با كلام است، اما در صورتِ طرحِ هر گونه دعوايي در موردِ آثار، ارايهيِ نظرِ كارشناسي در صحتِ ادعا از وظايفِ كانونِ نويسندگان ايران است.
7- كانون از حقوقِ مادي و معنوي، حيثيتِ اجتماعي و امنيتِ جاني، حرفهيي، شغليِ نويسندگانِ ايران دفاع ميكند.
8- كانونِ نويسندگانِ ايران مستقل است و به هيچ نهادي (جمعيت، انجمن، حزب، سازمان و ...)، دولتي يا غيرِ دولتي، وابسته نيست.
9- همكاريِ نويسندگان در كانون با حفظِ استقلالِ فرديِ آنان بر اساسِ اهدافِ اين منشور است.
10- كانونِ نويسندگانِ ايران با اشخاص و نهادهايي كه همكاري با آنها با اصول و مواضعِ كانون مغاير نباشد در زمينهيِ حقوق، اهداف و آرمانهايِ مندرج در اين منشور همكاري ميكند

توجه
بیانیه ی جمعی از نویسندگان و شعرای کرد
تشکیل کانون نویسندگان و شعرای کرد
یک ضرورت تاریخی ست !
ملت شریف کردستان :
اخیرا" در گوشه وکنار استان کردستان شنیده شده است , و درج در وب لاگ وسایت ها که افرادی که اکثریت آنها حتی با زبان و فرهنگ کردی آشنایی ندارند و فاقد و جاهت نویسندگی می باشند . با استفاده از بازار آشفته ی عدم امکان فعالیت قانونی نویسندگان و شعرای کردستان اقدام به تشکیل کانون خود خوانده ی نویسندگان کرد کرده اند . شایان ذکر است که کانون نویسندگان کرد سالهاست توسط نویسندگان پر توان کردستان، بطور غیر علنی و گاه پراکنده فعالیت داشته و بارنج بی شمار در آگاهی و رشد فرهنگ بالنده ی کردستان تحمل شداید فراوانی اعم از تبعید ، زندان و ممنوعیت از نوشتن را در کارنامه ی پر افتخار نویسندگی خود داشته و دارند. بیگمان تشکیل علنی چنین کانونی فقط توسط شخصیت های نام آور کردستان که سالها با نوشتن مقالات ارزنده و چاپ کتابهای گرانقدر که در عرصه فرهنگ – تاریخ و ادب کردستان وتسلط بر زبان ملی خود منشا اثر بوده اندو کتاب خانه های کردستان را بارور کرده اند، امکان پذیر می باشد. هر گونه سو استفاده به نام نویسندگان بزرگ کرد از طرف کسانی که احیانا بطور فرمایشی جمع و بعضی از آنها در گدشته کار نامه شان برای مردم ما روشن است و شایستگی این نام ارزشمند را ندارند، از سوی ملت کرد و اهل قلم رنج دیده و ستمدیده اش محکوم می باشد.
جمعی از نویسندگان و شعرای کردستان
۲۷/ ۱۱/ ۸۵ امضا محفوط
گزارش خبرنگار ارتش شاهنشاهی
از محاکمه و اعدام قاضی محمد
سروان کیومرث صالح خواهرزاده سرلشکر فریدون جم شوهر « شمس» خواهر شاه بود. همان که بعدها با درجه ارتشبدی رئیس ستاد ارتش شاهنشاهی شد و بدلیل اندک استقلال نظری که داشت، در دهه 50 بدستور شاه برکنار و به سفارت اسپانیا فرستاده شد. کیومرث صالح، در حقیقت گزارش دادگاه را برای ستاد ارتش نوشت تا در بایگانی "رکن دو" باقی بماند.
آنچه را می خوانید گزارش سروان کیومرث صالح است که به ادعای خود وی، بدلیل اقدام به انتشار آنها در مجله ارتش، متهم به افشای اسناد محرمانه(دادگاه علنی قاضی ها!) خلع درجه و لباس شد. خود او دراین باره نوشت:
«.... بعد از اتمام محاکمه قاضی ها واعدام آنها تمامی این دادگاه و محاکمه را بدون کم و زیاد در ماهنامه "ارتش" و مسائل محرمانه آن در ویژه نامه « تاج کیانی » چاپ نمودم. اما قبل از آنکه منتشر شود من را به دادگاه ارتش احضار کردند. در آنجا به من گفتند تو به جرم افشاء اخبار و مدارک محرمانه محاکمه قاضی ها گناهکار شناخته شده ای . درجه سروانی را از من گرفتند و به یک سال زندان محکوم شدم. ماهنامه توقیف شد و این اخبار پخش نشد.
...
در روز 17 آذر ماه چند لشکر ایران بطرف تبریز براه افتادند و 3 روز بعد یعنی 20 بیستم آذر ماه در اطراف تبریز مستقر شدند.
در روزهای بعد حکم رفتن به کردستان برای ارتش صادر شد. به همین خاطر این چند لشکر ارتش که در ابتدای حکومت کردستان در سنندج و کامیاران و دیواندره تا نزدیک سقز مستقر بودند و گاه گاهی با لشکر حکومت کردستان می جنگیدند , بطرف مهاباد به حرکت در آمدند. لشکر تهران و چند لشکر دیگر ایران از تبریز برای رسیدن به بقیه لشکر از راه قزوین بطرف کردستان فرستاده شدند.
این لشکرها روز «20» بیستم ماه آذر به سقز رسیدند و از آنجا با راهنمایی جاش ها از جاده بوکان بطرف مرکز حکومت کردستان بزرگ یعنی مهاباد به راه افتادند. این لشکر روز 29 آذر به مهاباد رسیده و در شهر مستقر شدند. همان شب از طریق بی سیم با تهران تماس حاصل کردند و چگونگی عاقبت و وضعیت قاضی ها را پرسیدند. در این هنگام قاضی ها در سربازخانه زندانی شده بودند.
خیلی زود از تهران فرمان رسید که جماعتی جهت محاکمه و دادگاهی صحرایی آماده شده و جهت محاکمه نمودن قاضی ها به طرف مهاباد براه افتاده اند.
دادگاه صحرایی قاضی ها و محاکمه آنها
روز6 بهمن ماه جماعت دادگاه به ریاست سرهنگ غلام حسین عظیمی و دادستان سرهنگ حسن طوفانیان (او بعدها به درجه ارتشبدی رسید و دلائل خرید اسلحه برای شاه شد) و دادیاری سرگرد جعفر صانعی و زیر نظر سرهنگ امیرهوشنگ خلعتبری (بعدها به درجه سپهبدی و فرماندهی لشکر فارس رسید) به مهاباد رسیدند و محاکمه قاضی ها را شروع کردند.
...
بر گرفته از وبلاگ سکوتی بلند تر از فریاد